درس6تاریخ3
11 مهم ترین تحولات جهان در قرن . م 19 که متأثر از دو انقلاب کبیر فرانسه و صنعتی بود .را بنویسید 1
جواب =گسترش رقابت هاي استعماري ،5/0 رشد اندیشه ملی گرایی( ناسیونالیسم) و ظهورقدرت هاي جدید. 5/0
11 مهم ترین تحولات جهان در قرن . م 19 که متأثر از دو انقلاب کبیر فرانسه و صنعتی بود .را بنویسید 1
جواب =گسترش رقابت هاي استعماري ،5/0 رشد اندیشه ملی گرایی( ناسیونالیسم) و ظهورقدرت هاي جدید. 5/0
شاعران دوره بازگشت به دو دوره تقسیم شدند
گروهی به سبک خراسانی وسلجوقی شعرمی سرودندمثل صبای کاشانی.قاآنی شیرازوسروش اصفهانی قصیده سرایان
وگروهی به سبک حافظ وسعدی ودیگرشاعران سبک عراقی شعرمیگفتندمثل فروغی بسطامی.مجمراصفهانی ونشاط اصفهانی
درس1فنون دوازدهم
به نام خدا
وزن وتقطیع
بیت دوم براین وزن نیست ووزن اصلی وصحیحش فاعلاتن.فعلاتن.فعلاتن.فعلن هست.
وزن ابیات دیگریامفعول وفاعلات ومفاعیل وفاعلن یامستفعل ومفاعلن مستفعل وفعل.
🔴جمع بندی مهم سه فعل🍋🍊
______
🌼۱. ماضی بعید :
◽️کان + ماضی :
🍄کان ذهب ⇦ رفته بود
◽️کان + قد + ماضی :
🍄کان قد ذهب ⇦ رفته بود
◽️لیت / لعلّ + ماضی :
🍄لیت علیّاً ذهب ⇦ کاش علی رفته بود
◽️ ماضی + اسم نکره + ماضی :
( فعل دوم به صورت بعید یا ساده)
🍄رأیت رجلا ضربنی : مردی را که مرا زده بود دیدم .
🌱🌱🌱🌱🌱🌱
🌼۲. ماضی استمراری :
◽️ کان + فعل مضارع :
🍄کان یذهب ⇦ می رفت .
◽️لیت/ لعلّ + ماضی :
🍄لیت علیّاً ذهب : کاش علی می رفت .
◻️ لم یکن + مضارع : ( منفی )
🍄لم یکن یذهب : نمی رفت .
◽️ ماضی + اسم نکره + مضارع:
( فعل دوم به معمولا صورت ماضی استمراری )
🍄رأیت رجلاً یقفز : مردی را که می پرید دیدم .
🍀🍀🍀🍀🍀🍀
🌼۳. مضارع التزامی :
◽️حروف ناصبه به جز لَن ( اَن - کَی - لِ - لِکی - حتّی ) + مضارع
🍄علیّ یحبّ أن یسافر الی تبریز : علی دوست دارد به تبریز مسافرت کند .
◽️فعل شرط :
🍄إن تدرسْ تنجحْ : اگر درس بخوانی موفق می شوی .
◽️لا نهی در صیغه های غایب و متکلم همراه با « نباید » :
🍄لایحزنکَ الّذین یسارعون فی الکفر : کسانی در کفر می شتابند نباید تو را محزون کنند .
◽️ لام امر غایب و متکلم همراه با « باید »
🍄لِینظر الانسان الی طعامه : باید انسان به غذایش بنگرد .
◽️در اسلوب جمله وصفیه :
مضارع + نکره + مضارع : فعل دوم میتواند مضارع التزامی ترجمه شود .
🍄أفتّش عن کتبٍ تساعدنی فی فهم العربیّة : دنبال کتابهایی می گردم که مرا در فهم عربی کمک کنند .
◽️لیت/ لعلّ + مضارع :
لیت الشباب یعود : کاش جوانی برگردد .
____________
🍃🍃🍃🍃🍃🍀

الفرق بین ثَمَّ وثُمَّ

نکات مضاف الیه درعربی
🔰 نکته ترجمهٔ «كلّ»
#نکات مربوط به ترجمه
┄┄❅❅┄┄
🛑 همه:
✅ در صورتي كه به اسم معرفه، جمع اضافه گردد معني «همه» مي دهد.
مانند:
(کل طلاب ایران: همه دانش آموزان ایران)
(كل الطلاب: همه دانش آموزان)
✅«كلّ» + فعل جمع : همه
کُلٌّ یقولون: همه می گویند
🛑 همگی
✅ «كلّ» برای تأكيد: همگی
اسم معرفه + کل + ضميري كه به آن اسم بر مي گردد.
مانند: (جاء التلاميذُ كلُّهم: دانش آموزان همگی یشان آمدند.)
🛑 هر
✅ هرگاه به اسم نكره اضافه شود یا خودش تنوین داشته باشد، عموماً «هر» معنی میشود.
کُلٌّ نفس ذائقة الموت: هر کسی چشندهٔ مرگ است.
✅ «كلٌّ» + فعل مفرد: هر کسی
کُلٌّ یَقولُ : هر کسی می گوید.
✅ کُلُّ ما: هر آنچه، هر چیزی
لا تُصَدِّقْ کلّ ما تسمعه
باور نکن هر آنچه میشنوی.
✅ کُلّما : هر چه، هر بار، هرگاه
در کتاب درسی نداریم
رسولُ الله صلى الله عليه و آله: كُلَّما ازدادَ العَبدُ إيمانا ازدادَ حُبّا للنِّساءِ.
پيامبر خدا(ص) : هر چه ايمان بنده بيشتر شود، زن دوستى او فزونتر مى شود.
كُلَّمَا أَرَادَ الرَّجُلُ أَنْ يَرْتَكِبَ ذَنْباً، اِمْتَنَعَ عَنْهُ لِوَفَائِهِ بِالْعَهْدِ.
هرگاه آن مرد خواست که گناهی مرتکب شود، بهخاطر وفایش به عهد از آن خودداری کرد.
كُلَّمَا رُزِقُوا مِنْهَا مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقًا ۙ قَالُوا هَٰذَا الَّذِي رُزِقْنَا مِنْ قَبْلُ
و هرگاه كه از ميوههاى آن برخوردار شوند گويند: پيش از اين، در دنيا، از چنين ميوههايى برخوردار شده بوديم،
✅ کُلُّ مَنْ: هر کسی
نمونه ای در کتاب درسی نداریم.
-{كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ}-
هر که روی زمین است دستخوش مرگ و فناست.
✅ «كلّ» + حرف جرّ "مِنْ" = هر یک از
کلّ من الطلاب: هر یک از دانش آموزان
🛑 هیچ
✅ کُلّ در جملات منفی به معنای «هیچ» است.
إنَّ اللهَ لایحبُّ کُلَّ مختال فخور: بی گمان خداوند هیچ متکبر فخر فروشی را دوست ندارد.
🛑 سراسر، تمام
کان تَیّار الکَهرباءِ انقَطَع في کل اللیل.
جریان برق در سراسر شب قطع شده بود.
🛑 هر دو شکل صحیح
کُلّ شیء: هر چیزی، همه چیز
کل شیء جیدٌ: همه چیز خوب است.
و جَعَلنا من الماء کُلَّ شَیءٍ حَیٍّ.
هر چیز زنده ای را از آب پدید آوردیم.
تعبتُ کلّ شَيْءٍ: از همه چی خسته شدم.
#قواعد #نکات مضاف و مضاف إليه
🔹🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷🔹
اسم +ـــِ+ اسم یا ضمیر
🔹در فارسی: هر گاه دو اسم با کسره به هم اضافه شوند یا ترکیب وصفی است یا ترکیب اضافی
برای تشخیص از «است، تر و ترین» استفاده می کنیم
اگر معنا داد، پس ترکیب وصفی است.
اگر معنا نداد، پس ترکیب اضافی است.
دختر ِ من - دختر ِ زیبا
دختر من است( غ) پس ترکیب اضافی است.
دختر زیبا است( ص) پس ترکیب وصفی است.
🔹اما ترکیب دو اسم در عربی:
اگر با یکدیگر مطابقت داشتند در چهار مورد( تعداد، جنس، اعراب، شناخت) ترکیب، وصفی است.
و اگر مطابقتی بینشان نبود، پس ترکیب اضافی است.
🔴در ترکیب اضافی:
اسم اول، مضاف
اسم دوم، مضاف إليه است.
🔵خصوصیات مضاف:
1. مضاف "ال" و "تنوین" نمیگیرد.
2. نون مثنی و جمع حذف میشود.
3. مضاف در جمله نقش و اعراب می پذیرد.
4. ضمیر ، موصول ، اسم اشاره ، اسم استفهام ، هیچ وقت مضاف واقع نمی شوند .
ولی ممکن است مضاف الیه قرار گیرند.
مانند : جاءَ هذا الرَّجل ُ
حاسِبُوا اَنفُسَکُم
🔵خصوصیات مضاف إليه :
1. مضاف إليه همیشه مجرور است.
2. میتواند معرفه یا نکره باشد و مطابقتی مضاف نداشته باشد.
3. هر گاه ضمیر بعد از اسم بیاید( اسم +ضمیر)
آن اسم: مضاف و ضمير: 100% مضاف الیه است.
4. بعد از اسم اشاره و موصولات، هیچ گاه مضاف الیه نمی آید.
5. فعل نیز می تواند مضاف الیه واقع شود
🔅یومَ تجِدُ کلُّ نفسٍ بما کسبت من خیر محضراً.
یومَ :مضاف است برای همین "ال" و "تنوین" ندارد.
6. یک کلمه میتواند هم مضاف باشد هم موصوف... چون موصوف و مضاف نقش محسوب نمی شوند.
🔅لَهُ قرونـُـه الجميلةُ.
قرون :مضاف است برای ضمیرِ "ـه"
و موصوف است برای "الجميلة"
اما نقش
له: خبر مقدم( جار و مجرور، شبه جمله) و مرفوع محلاً
قرونُ: مبتدای مؤخر و مرفوع
7. صفت بین مضاف و مضاف الیه میآید.
🔴نمونه هایی از مضاف و مضاف إليه
حذف نون مثنی و جمع در حالت مضاف:
🔻🔻🔻🔻🔻🔻
أحدُ ساکنی الجزيرةِ
سیدا الشبابِ أهلِ الجنةِ
معلمو العَالَمِ
أحدُ مصلّی المسجد
🔰مترادف های کتاب عربی دوازدهم
🔸الدّاء = المَرَض: بیماری
🔹الشّفاء= الصّحّة تندرستی، درمان
🔸زعَم= ظنَّ= حسِبَ: گمان کرد
🔹کتَمَ = سترَ :پنهان کرد
🔸سبَّ = شتَم: دشنام داد
🔹سارَع= عجَّلَک شتافت
🔸البعث = القیامة: رستاخیز
🔹استعان= اِستغاث:یاری جست
🔸أفاد = نفعَ: سود رسانید
🔹انهدم = هُدِّمَ = خُرِّبَ: ویران شد
🔸اهتمَّ = التفتَ: توجه نمود
🔹الأهل = الجدیر: شایسته
🔸الأهون = الأحقر: پست تر
🔹بنی = صنَعَ:ساخت
🔸تحویل = تغییر: دگرگونی
🔹حدَّدَ = عیَّنَ :مشخص کرد
🔸خیبة الأمل = الیأس: نا امیدی
🔹الصّبي = الولد : کودک
🔹کسب= اِکتسب = حصل علی: به دست آورد
🔸آتَی = أعطی: داد
🔹استطاع = قدَرَ: توانست
🔸أصبح = صارَ: شد
🔹ازدادَ = کَثُرَ: زیاد شد
🔸العام= السّنة:سال
🔹اختار =انتخَبَ: برگزید
🔸أعتَقَ = حرَّرَ: آزاد کرد
🔹أمَل = رجا: امید
🔸انزَعَج= حَزِنَ: ناراحت شد
🔹راحَ = ذَهَبَ: رفت
🔸 الرّوح = الرّحمة: رحمت
🔹بعَث= أرسل: فرستاد
🔸دعا= نَدَبَ: فرخواند
🔹الغرس = الفسیلة: نهال
🔸المُعزَّز = المُکرَّم: گرامی
🔹جلسَ = قَعَد: نشست
🔸أعانَ = نصرَ: یاری کرد
🔹الإکثار= الإفراط: زیاده روی کردن
🔸تبِعَ = اِقتدَی: پیروی کرد
🔹العائل = الفقیر = البائس= المسکین: ندار
🔸المأموم = التّابع: پیرو
🔹الطعام = الغِذاء: خوراک
🔸نامَ = رَقَدَ : خوابید
🔹السّداد = الصّواب: درستی
🔸المجفُوّ = المطرود :رانده شده
🔹المُزارِع = الفلّاح: کشاورز
🔸الفتی= الشابّ: جوان
🔴مترادف های درس پنجم(اختیاری)
🔸أعانَ = ساعَدَ = نصر: یاری کرد
🔹أنارَ = أضاء :روشن کرد
🔸الانشراح = الفرَح: شادمانی
〽️حتما به خاطر سپرده شود.
افعال« است،بود،شد،گشت،گردید» را افعال ربطی یا اسنادی می گویند .
معمولا به کلمه ای که قبل از فعل ربطی می اید ، مسند می گویند و نهاد یا فاعل ، نقش مسند الیه می گیرد.
نکته 1:
«است »به معنای «وجود دارد» فعل ربطی نیست👇
مثال:غله در انبار است=
یعنی غله در انبار وجود دارد.
نکته2👇
«گشت و گردید»به معنای «دور زد و حرکت کرد»ربطی نیست.
مثال:علی اطراف شهر راگشت.
(اطراف را دور زد):غیر ربطی.
نکته3👇
«شد»به معنی«رفت»فعل ربطی نیست.
مثال:شدغلامی که آب جوی آرد👇
غلامی رفت که اب بیاورد
نکته4👇
«آمدوافتاد»اگربه معنای «باشدوشد»باشند فعل ربطی هستند.
مثال:علم بی عمل سودمند نیافتد👇
یعنی سودمند نباشد
مثال:پزشکان درمعالجه ی اوعاجزآمدند
پزشکان در معالجه او عاجز شدند.
1⃣هر مفهوم کلی ای که با (این) و(آن)همراه باشد آن مفهوم جزئی است.
❇️این کتاب
❇️آن کوه
2⃣اسامی خاص جزئی هستند.
❇️فارابی
❇️دماوند
3⃣الفاظی که داخل گیومه ( ) باشند. جزئی هستند
❇️(کوه) سرد است
4⃣اسامی ماه و هفته کلی هستند
❎نکته: اگر بگوید : ماه خرداد؛کلی است
ولی اگر بگوید : خرداد ۱۳۸۰؛ جزئی است
5⃣صفات تفضیلی و عالی کلی هستند.
❇️خوشبو
❇️بلند
6⃣اعداد و ارقام کلی هستند.
❇️عدد۳
❇️عدد ۲۱
7⃣اگر شاخصی با اسم خاص آمده باشد جزئی است.
❇️زهرا خانم
❇️آقای محمدی
8⃣مفاهیم خیالی با اینکه مصداقی در خارج ندارد کلی است زیرا ذهن میتواند مصداق های متعدد برای آن فرض کند.
❇️دیو
❇️غول
❇️ ضمیرهای «نا» و «ی» فاعلیاند یا مفعولی؟
🔶 جواب: هر دو احتمال را دارند.
✅ ضمیر «نا» در آخر صیغۀ متکلم معالغیر فعل ماضی فاعلی است و در آخر تمام صیغههای دیگر، مفعولی است.
ضَرَبْنَا = ما زدیم /فاعلی
ضَرَبَنَا = ما را زد / مفعولی
یَنْصُرُنا = ما را یاری میکند / مفعولی
اجْعَلْنَا = ما را قرار بده / مفعولی
✅ ضمیر «ی» اگر بدون «نون وقایه» به فعل متصل شود، فاعلی است و اگر بهوسیلۀ «نون وقایه» وصل شود، مفعولی است.
اِضْرِبِیْ = تو (یک مؤنث) بزن / فاعلی
ضَرَبَنِی = مرا زد / مفعولی
💥خیلی مهم: ضمیرهای «ی» و «نا» که به آخر اسم و مصدرها متصل میشوند، ضمیر فاعلی و مفعولی نیستند، بلکه مضافالیه هستند.
مثال: کتابُنا / کتابِیْ
به نام خدا
چرخه حل مسائل آماری

منابع کسب شناخت دردرس1روانشناسی
نکات طلایی در باره معرفه و نکره 🔔🔔🔔🔔🔰🔰🔰🔰🔰
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
😍 نکره : اسمی است که به فرد یا شی ء نامشخص دلالت می کند.
مانند :
رأیت تلمیذاً : دانش آموزی را دیدم .
😳معرفه : اسمی است که به فرد یا شی ء معلوم دلالت می کند .
مانند :
جاءَ عِلیٌّ : علی آمد
👈 نکته : اسم نکره غالباً به یکی از سه صورت ترجمه می شود :
یک ⇦ کتاباً : یک کتاب
ی ⇦ کتاباً : کتابی
هر دو ⇦ کتاباً : یک کتابی
💐دقت ۱ : بحث معرفه و نکره مربوط به اسم هاست و نباید کلمات دیگر را در این زمینه وارد کنیم . البته مراقب مصدرها باشید چون همه مصدرها، اسم محسوب می شوند .
💐دقت 2 : اسم هایی که تنوین دارند ، اگر اسم عَلَم نباشند ، حتماً نکره اند .
💐دقت 3 : اسامی استفهام مانند ( مَن : چه کسی؟ ، ما : چیست ؟ ، مَتی : کی ؟ و .... ) و اسامی شرط مانند ( مَن ، ما ، اِذا و ... ) همگی نکره محسوب می شوند .
💐دقت 4 : اگر بعد از یک اسم ال دار ، موصول خاص بیاید و معنی #که بدهد ، آن اسم ال دار را شبیه نکره ها ترجمه می کنیم .
مانند :
رأیتُ المعلّم الذی یدرسُ اللغة العربیّة : معلمی را که زبان عربی تدریس می کرد ، دیدم .
🔹🌱دقت 5 : اگر در جمله ، اسم نکره بیاید و در جمله بعدی ، همان اسم با ال بیاید در ترجمه می توان ، کلمات « آن » یا « این » را برای اسم ال دار به کار برد :
رأیتُ افراساً . کانَتِ الافراسُ جَنبَ صاحِبِها : اسب هایی را دیدم . #آن اسب ها کنار صاحبشان بودند .
💐دقت 6 : ترجمه خبر وقتی #اسم نکره نباشد ؛
👈الف ) اگر خبرِ نکره ، صفت نداشته باشد ، خبر به شکل معرفه ترجمه می شود :
هُوَ تِلمیذٌ : او دانش آموز است / العلمُ کَنزٌ : دانش ، گنج است .
👈ب ) اگر خبرِ نکره ، صفت داشته باشد ، در ترجمه ، یا خبر به صورت نکره ترجمه می شود و یا صفتِ آن :
هٰذا کتابٌ مُفیدٌ : این ، کتاب مفیدی است / این ، کتابی مفید است .
👈ج ) اگر بعد از خبرِ نکره ، فعل بیاید ، خبر به شکلِ نکره ترجمه می شود :
شَجَرةُ النّفطِ شَجَرَةٌ یَستَخدِمُها المُزارِعونَ : درخت نفت ، درختی است که کشاورزان آن را به کار می گیرند .
👈د ) اگر خبرِ نکره ، همراه حرف جرّ « مِنْ » باشد و اسم تفضیل هم نباشد ، خبر به شکلِ نکره ترجمه می شود :
هُوَ طالِبٌ مِن طُلّابِ هذِهِ المَدرَسةِ : او دانش آموزی از دانش آموزانِ این مدرسه است
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
🌼معرفه :
1) اسم عَلَم ( خاص):
اسمی است که بر نام یک شخص یا یک چیز یا یک مکان شخص دلالت می کند.
مانند: کریم ، مکّه ، عراق
🌹دقت 1 : به صورت قراردادی نام همه اشخاص را اسم عَلَم به حساب می آوریم هرچند آن شخص را نشناسیم .
🌹دقت 2 : اگر یک اسم عَلَم به همراه یای نسبت #( ـِیّ ) به کار رود ، دیگر اسم عَلَم محسوب نمی شود . پس اسم هایی مانند « ایرانِیّ ، اصفَهانِیّ و .... » اسم عَلَم نیستند .
🌹دقت 3 : گاهی اسم هایی هستند که اسم عَلم به نظر می رسند ولی اگر به معنای جمله دقت کنیم ، می فهمیم که یک اسم عادی هستند . مخصوصاً در مورد اسامی که در فارسی اسم اشخاص هستند ، باید بیشتر دقت کنیم چرا که می توانند صفت واقع شوند و عَلَم بودن را از دست بدهند .
عَلَینا اَن نُحاوِلَ لِإیجادِ مُجتَمعٍ سَعیدٍ : ما باید برای ایجاد جامعه ای #خوشبخت تلاش کنیم .
🌹دقت 4 : در مورد خداوند تنها لفظ #اللّه ( که گاهی هم به صورت اللّهمّ می آید ) ، اسم عَلَم است و بقیه صفات خداوند را اسم عَلَم به حساب نمی آوریم . پس کلماتی مانند « رحمان ، رحیم ، اِلٰه ، رَبّ و .. » در مورد خداوند اسم علم نیستند .
🌹دقت 5 : تنوین در اسم های عَلَم به منزله نشانه نکره بودن نیست و اگر اسم عَلَم تنوین داشته باشد ، بازهم معرفه است .
مانند : جاءَ عَلیٌّ ( معرفه به عَلَم )
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
2) معرفه به ( ال ) : اگر بر سر اسامی نکره ، حرف تعریف ( ال ) آورده شود این اسامی نکره ، تبدیل به معرفه می شوند.
مثال:
ال + بیت ( نکره ) ⇦البیت ( معرفه به ال )
♦️دقت 1 : اگر یک اسم عَلَم ، ال داشته باشد ، معرفه به ال نمی شود و بازهم معرفه به عَلَم است .
مانند :
جاء العَلیّ ( معرفه به عَلَم )
♦️دقت 2 : اگر حرف جرّ ( لـِ ) به یک اسم ال دار بچسبد ، به صورت « لِلْـ » ( بدون ا ) نوشته می شود
مانند :
لـِ + النّاس ⇦ لِلنّاس
نکته طلایی
🟢 حَزَنَ _ُ : غمگین کرد ، افسرده کرد
یَحْزُنُ : غمگین می کند ، افسرده می کند
حَزَنَ _ُ_ ه الأمرُ : آن كار او را اندوهگین ساخت.
فعل متعدّى ( گذرا : مفعول پذیر )
وَ لایَحْزُنْكَ قَوْلُهُم إنّ العزّة للهِ جَميعاً :
سخنشان تو را اندوهگین نکند همانا همه عزت براى خداست .
🟢 حَزِنَ _َ : غمگین شد ، افسرده شد ، اندوهگین و غمناک شد
یَحْزَنُ : غمگین می شود ، افسرده می شود
فعل لازم ( ناگذر : مفعول ناپذیر )
لاتَحْزَنْ إنّ اللهَ مَعَنا : غمگین نشو همانا خدا با ماست
لاتَحْزَنْ : غمگین نشو
#نکته😉
🛑فعل لازم و متعدی
🔷 فعل لازم 👈 فعلی که مفعول ندارد
🔶 فعل متعدی 👈 فعلی که مفعول دارد
⭕️دقت کنید برخی از افعال در زبان عربی دو مفعولی هستند .
❗️مهم ترین فعل های دو مفعولی عبارتند از :
رزق: روزي داد/ عَلَّمَ: ياد داد/ وجد: يافت/ أعطي: بخشيد/ جعل: قرار داد/ سمي: ناميد/ أذاق: چشاند/ أري: نشان داد/ کسي: پوشاند/ أقرض: قرض داد/ حسب: پنداشت/ أدخل: وارد ساخت.
#عنوان سؤالات حروف مشبهه بالفعل
عيّن ما فیه من الحروف المشبّهة بالفعل👈 [إنَّ، أنَّ،کأنَّ،لیتَ،لکنَّ، لعلَّ]
عیّن حرفاً جاء للتّأكيد👈 [إنَّ]
عیّن عبارةً أُکِّدَ معناها👈 [إنَّ]
عیّن حرفاً یُؤكّد مضمون الجملة👈 [إنَّ]
عیِّن الصَّحیحَ في الترجمة بالنَّظر إلی تأکید الجملة 👈 [ذکر ترجمه إنَّ در آغاز عبارت فارسی]
عيّن حرفاً جاءَ للتَّشبیه 👈 [کأنَّ]
عیِّن حرفاً جاءَ للتَّردید 👈[کأنَّ]
عیّن حرفاً من الحروف المشبهة یرتبطُ بین الجُملتین 👈 [أنَّ]
عیّن حرفاً من الحروف المشبهة جاءَ للرَّبطِ بینَ الجُملتَین 👈[أنَّ]
عیّن الحرف المشبه للفعل جاء لصلة👈[أنّ]
عیّن حرفاً جاءَ للتّمنّي؛👈 لیت]
عیّن حرفاً جاءَ للتّرجّي 👈[لعلَّ]
عیّن حرفاً یُکمّل مقصود الجملة👈 [لکنَّ]
عیّن حرفاً جاءَ لرفع الإبهام عن ما قبله👈 [لکنَّ]
عیّن الکلمة الّتي تُکمِّلُ جملةَ ما قبلها 👈[لکنَّ]
عیّن الکلمة الّتي ترفع الإبهام عن جملة ماقبلها 👈[لکنَّ]
عیّن حرفاً یُغیِّرُ معنی الفعل 👈[لیت و لعلَّ]
عیّن العبارةَ الَّتي تدلُّ علی الرّجاء لوقوعِ الفعل 👈[لعلَّ]
عیّن ما لا ترجو وقوعه 👈[لیت]
عیّن ما لا یُمکِنُ وقوعه 👈[لیتَ]
عیِّن حرفاً جاء للتعلیل 👈[معمولاً إنَّ بعد از فعل طلبی امر و نهی و لأنَّ]
✳️اسم هاى مثنّى را مى توانيد به شكل جمع ترجمه كرد :
تستطيع الحرباء أن تدير عَيْنَيها في اتَّجاهاتٍ مختلفة ... :
عَينَيها : دو چشمش / چشمانش
✳️اگر مرجع ضمیر مفعولی قبل از فعل متعدّي ذكر شده باشد ، حتماً نيازى به ترجمه ضمير نداريم .
الْحَضاراتُ الّتي عَرَفَها مِنْ خِلالِ الْكِتاباتِ ... :
تمدن هايي كه از ميان نوشته ها شناخته است ...
تمدن هايي كه آن ها را از ميان نوشته ها شناخته است ...
✳️در زبان فارسى براى مجهول کردنِ فعل صد درصد نیازی نیست از مصدر 《شدن 》 استفاده شود .
قُتِلَ : کشته شد ، به قتل رسید
تُعَدّ : شمرده می شود ، به شمار می آید
✳️فعل های بعد از اسم موصول 《 مَنْ 》 و 《 ما 》 را مى توان معادل مضارع التزامى فارسى ترجمه كرد .
أُساعِدُ مَنْ يسعى : به کسی که ( می کوشد / بکوشد ) ، کمک می کنم .
العاقلُ مَنْ وعظته التجارب : عاقل کسی است که تجربه ها به او( پند داد / پند دهد )
✳️باید توجه داشته باشد که ترجمه یا عدم ترجمه《 أَنْ : كه 》 در تست های کنکور دليل و يک ملاک قطعی برای رد گزینه نیست.
أُريدُ أَنْ أَتَعَلَّمَ :
مى خواهم كه ياد بگیرم . / می خواهم یاد بگیرم.
✳️اگر بعد از اسم اشاره ، مُشارإليه 《ال 》داشته باشد ، اسم اشاره مفرد ترجمه مى شود .
هؤلاء النّاسُ، يُكرمونني :
اين مردم ، مرا گرامی می دارند.
أولئك الأشخاص يعلمون:
آن أشخاص ، مى دانند .
✳️اسم هايى كه معرفه به( ال) هستند و داراى 《 ياء نسبت 》 مى باشند ، حتماً با { ى } ترجمه مى شوند .
الآيات القُرآنيّة : آيات قرآنى

فرمول های محاسبه قدرنسبت دردنباله هندسی

فرمولsکل دردنباله ها
ترجمه 《 قَدْ 》 :
《 قَدْ 》اگر پیش از فعل ماضی بیاید ، فعل را تأكيد مى كند و برای نزدیک ساختن زمان فعل به حال و معادل ماضی نقلی است .
همراهى 《قَدْ 》با فعل ماضى مى تواند بيانگر قانون یا حکم قطعی باشد .
قَدْ حَرَّمَ اللهُ تَعالَى في هاتَينِ الْآيتَينِ :
بی گمان خداوند بلند مرتبه در این دو آیه حرام کرده است .
قَدْ أَفْلَحَ المؤمنونَ :
ترديدى نيست كه مؤمنان رستگارند .
اگر 《 قَدْ 》 پیش از فعل مضارع بیاید معنای تردید یا تقلیل را می رساند .
قَدْ يَكونُ بَينَ النّاسُ مَنْ هوَ أَحسنُ مِنّا :
شايد ( ممكن است ) ..
قَدْ يَبلُغُ قُطرُ شَجَرَة السِّكويا تِسعَةَ أَمتارٍ :
گاهی ( به ندرت ) ...
❇️🔶 لای نفی جنس
لا إکراهَ فی الدین = هیچ اجباری در دین نیست.
✅ویژگیهای لای نفی جنس
- لای نفی جنس وجود اسم بعد از خود را بهطور کامل نفی میکند.
- در ترجمهٔ آن «هیچ .... نیست» میآید.
- اسم بعد از آن «ال» و «تنوین» نمیگیرید، بلکه همیشه منصوب به فتحه (ـــــــَـــــ) است.
- بعد از آن اسم خاص، فعل و جار و مجرور نمیآید.