سطح تفکرات
میگفت سرکلاس بودم معلم پرسید از بچه که با چه چیزی خوشحال میشید
هرکس یه چیزی گفت
یکی گفت وقتی عمم از اروپا میاد!
یکی گفت وقتی سفر ترکیه بریم
یکی گفت با فلان تبلت خوشحال میشم که بابام برام خریده خلاصه هرکس یه چیزی گفت
زیبای کلاس گفت وقتی بابام برام بستنی بخره خیلی خوشحال میشم...
میگه اینو که گفت کل کلاس از خنده رفت هوا:)
زیبا هم سرشو از خجالت پایین انداخت وچیزی نگفت...
خواستم بگم تفاوت طبقاتی همه جا رخ خودشو نشون میده مهم نیست چه باشه!!!
اگر عمری باشه بیشتر مینویسم:)
ولی فعلآ شروع مهر۱۴۰۲تو این وبلاگ با همین باشه!
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۰ مهر ۱۴۰۲ ساعت 20:26 توسط نآزی
|
اینجاقراربودفقط دفترچه ثبت ساعت مطالعه باشه وفقط برای یکسال باشه امابعدازیکسال ترک کردن اینجابی معرفتی بودپس شددفترچه ایی برای ثبت حرف هاوخاطراتم وحالاتازمانی که هستم خاطراتم رومینویسم:)