بعدازغیبت های فراوان وننوشتن های مکررامروزحس نوشتن برگشت وکیبوردبه دست مشغول تایپ هستم!

الان که دارم مینویسم کارهای استخدامی تمام شده ومدارک رویکساعت پیش تحویل آموزش وپرورش دادم البته که اوّل میخواستم برم آموزش وپرورش محل خدمت امّاچون خیلی دوربودازم تماس گرفتم بامحل خدمتم وگفتندکه ببر آموزش وپرورش کل که ارسال کنه برای ماماهم مدارک بردست رفتیم به آموزش وپرورش کل وتحویل دادیم هرچه بودتا3دیگه(اگرامسال روحساب نکنم)که فارغ التحصیل بشم وتموم بشم که بعدازاون برم محل خدمت برای تدریس وتعهد8ساله ایی که دادم دیگه همه چی تموم شدرسماًشدیم دانشجومعلّم ومعلّم شهرستان دیگه جایی که تاحالانرفتم امّاقسمت من رو رسوندبه اینجاشایدخواست خدابوده جایی باشم که راه خیلی از محل زندگیم دوره مسیرش وجاده اش خوب نیست ولی عوضش آدم هاش تاحالاکه برخوردداشتم بامعرفت ومهربون باشند:)ازهمین الان بگن بهم احساس غریبی نکن توخانم معلّم اینجایی ماهواتوداریم!

منم باورداشته باشم که هرجاباشم اوّل پرورش بدم دانش آموز هاروبعد آموزش!این باوررو در ذهن تک تکشون بزارم که شماهامحدودبه کتاب های درسی نیستنیداگر علاقه ایی داریدبریددنبالش وادامه بدیدمسیرتونواگرپیداش نکردیدمن کمکتون میکنم وکشفش می کنیدچون تواین دنیانه آدم خنگ هست نه بی استعداداین دوتا زاییده ذهن خودِ آدم هاست!

میخوام تمام اون کسایی که توزندگی خودم راهنماییم نکردندوبدبرخوردکردندمن خلافشون برم این چرخه مسخره رو ازبین ببرم وروش های خودم روجاشون بزارم!

زوده حالاحالابرای این حرفاهنوزاوّ راهم ترم یک کجاوترم هشت کجا!!!فرق است میان این دو اینجامن18ساله ام واونجامنِ21ساله!

اینجاترم یکم وسال اولی واونجاترم هشت وسال آخری!

ازهمین ترم کارای زیادی بردوشم بودخیلی سخت بودمن هنوزعادت نکردم به این دوره وسخته آشنایی ندارم باسطح سئوالات وامتحانات و...ولی میدونم همش میگذره اینم مثل تمام اون روزایی که گذشت میگذره بااینکه مشکلات خانوادگی وزندگیم خیلیه بااینکه سخته بخوام تفکیک قائل بشم بین درس وتحصیل و زندگیم ام ولی من میتونم من میتونم تمام مشکلات زندگیم روپشت دربزارم وپرانرژی وپرتلاش ترازقبل ادامه بدم هم درس بخونم هم ازپس مشکلاتم بربیام!

جدیداًرفیقامم برام مهم نیستندنه عسل نه فاطمه نه نرگس!!!نه نه که بدباشندیاکاری کرده باشندامّامسیراجداست هرکه برراه خودش دیگه کارندارم کی هست کی نیست!دورادورهم میشناسیم ولی هرکدوم مشغول زندگی خودمونیم مسیر هرکسی جداشده از دیگری یکی روانشناسه ویکی دیگه برای اینکه بخوادبه معلّمی برسه رفته رشته ایی که دوست نداره صرفاًچون میخوادمعلّم بشه یادمه سرانتخاب رشته گفتم اگرعلاقه نداری نرو!اینطوری اگرکسی هدفی داشته باشه یاعلاقش باشه بخاطرانتخابت نمیتونه برسه امّاقبول نکردحالاهم نه به رشته اش علاقه داره نه درس هاش!من هم حرفامواول کارگفتم وقتی نظرخواست ولی حالاکه خودش رفته کاری نمیشه کرد!دیگری دوباره داره تلاش میکنه برای هدفش برای رسیدن بهش وداره درس میخونه میدونم امسال میرسه بهش:)سخت کوشی وتلاش همیشه جواب میده!آزمون میده تست میزنه درس میخونه آدم جدی وثابت قدمی شده واین نشونه پیشرفته!

حالاهرکی راهش جداست!ما4تایی که تومدرسه وهرجاحتّی روزکنکورم کنارهم بودیم حالاکمترزمانی پیدامیشه که بحث مشترکی داشته باشیم وبخواییم حرف بزنیم!این روزهامنم آدم حرف زدن نیستم چون اونقدرمشغولم که وقتی نمیمونه برای حرف وقتی کسی هم ازت نپرسه چیزی ساکت تروساکت ترمیشی...

تاجایی که دیگه جزکارت چیزی نمی بینی!

کارای استخدامی وپروسه اش خیلی طولانی بوداینی که نوشتم آخرش بودولی خیلی مسیرداشت وجاهای مختلف رفتیم ناگفته نماندیه بارم محل خدمتم رفتیم واونجاهم دیدم=)امّاتااومدیم اینجا فهمیدم من دلم برای خونمون خیلی تنگ میشه ولی میگذره اونجاهم عادت میکنم ازطرفی خوشحالم که اینجانیستم میرم پیش آدم های جدیدوجای جدیدی که تاحالانرفتم دیگه لازم نیست هرصبح دعواهاوجیغ ودادهای دخترهمسایه بامادرش روبشنوم یاچیزایی ببینم که جزناراحتی چیزی عایدم نمیشه!!!!

پس اینم جنبه مثبتشه!

ازبچّه های کلاسمون بخوام بگم3ماه گذشته کم وبیش میشناسمشون امٌانه دراون حدی که حرف زده باشم گفتم که تازمانی که نبینم نمیخوام پیش داوری کنم یاحرفی بزنم امّا آدم های خوبی هستندحداقلش توی چت هاشون میبینم وافکارشون رودوست دارم اهل دعوانیستندخاکی هستندوبااخلاق شایدباچت کردن درست نباشه بگم امّامن این هاروتوی این مدت دیدم!

کارای تحقیقی وتکالیفم چطورپیش میره؟بایدبگم که 50؛50هست اگرگروهی هاروبخوام بگم همگروهی که انتخاب کردم آدم دقیقه90هست برعکس من که اخلاقم طوریه که اگرکاربهم سپرده بشه؛ همون روزانجام میدم ونمیزارم سربزنگاه!!!

ولی چون دورازادب هست که من بخوام مدام یادآوری کنم ودرست نیست پس این یکباراستثناصبرمی می‌کنم تا دقیقه90امّاتجربه ایی شدکه با آدم دقیقه90همگروه نشم چون برنامه ریزی وزودترازموعدتحویل دادن تکلیفم برام مهمه!

تکالیف فردیم که بیشترش انجام شده وسریع ارسال میکنم و آماده میکنم تعدادی هم خودِ استادهاگفتندپایان ترم!

امتحانی تاحالاگرفته نشده حتّی میان ترم که بفهمم سطح سئوالات چطوریه یا چه شکله برای همین هیچ پیش زمینه ایی دراین رابطه ندارم!!!!

تاحالاکه3ماه از ترم یک گذشته وماه بعدهم از18تا30امتحان پایان ترمه وبعدشم اگرقبول بشم وتموم کنم بانمره خوب این ترم ترم دو وانتخاب واحداش هست!

بقیشم خدابزرگه تااینجاش خدابامن بوده وبقیشم به امیدخدااوّل دومم خودم میرم جلو!

پ.ن:اگرخدابخوادوفرصتی باشه ازاین به بعدبیشتربنویسم البته تاقبل ازامتحانات پایان ترم=)