ساعت1:9دقیقه شب هست نمیدونم چراامشب خوابم نمیادشایدبخاطراین هست که توفکراین هستم که این هفته قراره اسامی کسایی اعلام بشه که به مصاحبه دعوت میشندومعلوم نیست منم جزوشون باشم یانه!
همه میگن توهم هستی امّامن حرف هیچکس روباورندارم همیشه توزندگیم فقط وفقط حرفِ خودم برام درست بوده گرچه حتّی اگه حرف بقیه هم درست باشه میگم شانس هست بنابرین دعوت به مصاحبه درحال حاضرخیلی مهم هست اصلاًبایددعوت شدتارفت وهفته پیش روقراره اتفاقات زیادی بیفته بایدپرونده ام روآماده کنم اگه به مصاحبه دعوت بشم اگه بایدبرای اونجاهم پرونده ام روحاضرکنم وقراربودهمه این کاراروباکمک بابام انجام بدم چون اون توی این مسائل بهم کمک میکنه امّاحالاکه نیستش وحالش خوب نیست بایدخودم برم دنبال کارام چون از گذشته هم تواین شرایط هابودم زیادسخت نیست شایداولش قیافموببینندفکرکنندسنم کمه امّانهایتاًشناسنامه که هست!اون رومی بینندومیفهمندمن سنم کم نیست بالأخره 3ماهی هست که وارد18سال شدم و18سال هم کم نیست شایدهنوزکامل نشده امّادیگه مهم اینه من18سالمه!
خیلی توفکراینم که دعوت میشم یانمیشم!برای همین سعی میکنم بهش فکر نکنم تهش یامیشه یانمیشه اگه نشدهم حتماًقسمتم نیست خدابزرگه شاید سرنوشت من روبه مسیربهتری ببره امّااینم فراموش نشه که من اونقدردرس میخونم تامعلّم بشم بالأخره یامیشه یانمیشه اگه ازدرانداختنم بیرون ازپنجره میام تواگه پنجره روبستندبه روم ازسقف میام خلاصه اونقدربه هردری میزنم تامعلّم بشم من لجبازویه دنده هستم وبودم یعنی اگه خواسته ایی داشته باشم یاهدفی بایدبهش برسم حتّی اگه جونم توخطرباشه یااون شی دست نیافتنی باشه من دست یافتنیش میکنم وبهش میرسم حتّی اگه زیرسنگم باشه من بایدداشته باشمش!الان هم همینه اگه ازطریق فرهنگیان نشدراه دیگه اگه راه دیگه نشداونقدرمسیرهای مختلف میرم تابشه یامیشه یابایدبشه!
اونقدرشب وروزبه این هدف فکرکردم اونقدربرای اون جایگاه فکردارم وهدف دارم که براش لحظه هارومیشمارم وقتی توکارنامه امسال زده بودمجازیاوقتی رتبمودیدم نمیگم برام عالی بودامّاچون فرهنگیان بودانگارروی ابرابودم برای من هدفم یعنی همه چیزیعنی همه زندگیم جزاین هابه هیچی فکرنمیکنم یعنی فکری نمیتونم بکنم تمام فکروهدفم به یک جاهست!
این وبلاگ روزای زیادی به چشم خودش دیده این وبلاگ شاهدتلاشای من بوده شاهدروزای سخت من بوده شاهدمدرسه ودرس خوندن من بوده وهست هنوزم اگه مسیر هموارباشه وعمری باشه روزای زیادی به چشمش خواهددید.
اگه بخوام راجب بابام بگم این روزاحالش بهتره ولی چون کرونای دلتابوده ووضعیتش بدترازمابوده ودرگیرشده بیشتربایدحالاحالاهاتوقرنطینه باشه حتّی همین هفته جدیدپس حالاحالاهابایدازپس زندگی وخونواده خودم بربیام گاهی وقتاتوقف میکنم امّااهل جازدن نیستم گواهینامموهنوزنگرفتم یعنی بخاطرکروناکلاسای نظری برگزارنمیشه امّاتئوری بلدم ومشکلی ندارم موتورهم بلدم یعنی بادیدن یادگرفتم امّانمیشه یعنی اجازه ندارم بردارم!!!😁
برای همین بادوتاپاونیرویی که خداداده کاراروانجام میدمD: برای مابیماری سخت نبودوگذشت الان بهترشدم ودیگه دارویی استفاده نمیکنم یعنی باید همچنان بخورم امّانمیخورم خوشم نمیادمن ازداروهامتنفرم الان هم بازوراستفاده میکردم😅
بنابرین حالاکه خوبم نمیخورم!داروهاانرژی آدم رومیگیرندتازه تاوقتی آدم حالش خوبه چرابخوره!؟
خلاصه که نمیخوام محتاج کسی باشم من اونقدری وجوددارم وهستم که خودم ازپسِ زندگی بربیام اونقدرعاقل هستم که اززندگی درس های جدیدیادبگیرم وبگذرونم اگه نتونم کناربیام بااین شرایط یاگله کنم درست نمیشه خودم تنهامیگذرونم وهوای خانوادمم دارم سخته امّاغیرممکن هم نیست!D: