یه کنکوری دیگه کنکوری نیست

این هفته مثل برق وبادگذشت یاشایدچون نتیجه هاروفهمیدم اینقدرسریع گذشت...

همه اتفاقات بعدازاعلام نتیج رودورتندرفت

خودم انتظارم رتبه بهتربودمن رودورقمی حساب بازکرده بودنهایتش سه رقمی!

اماحتماقسمتم نبودونتیجه تلاشم این بودبااین حال راضی هستم البته که این مسیرهنوزادامه داره

بعدازسدکنکورکه گذرکردم ازش پروسه انتخاب رشته هست وبعدش هم بایددیدآیابرای مصاحبه دعوت میشم یاخیر

اگردعوت شدم بتونم ازپسش بربیام وبعدهم بایدببینم پذیرش میشم یانه؟؟؟

مسیرهنوزادامه داره وهرجای این راه متوقف بشه به این معنیه که من نمیتونم برسم به هدفم بااین حال ازاینجابه بعدش به تلاش خودم ورقیب هایی بستگی داره که درکنارم هستندقطعااگه اون هاعملکردشون ازمن بهترباشه اون هاپذیرش میشندومن هم اولویت های بعدیم برام بررسی میشه درهرصورت اگرنشه هم من تااینجای راه اومدم وحتماقسمت نبوده برای رسیدن به هدفم راه های زیادی هست

امااگه بشه وهمه اتفاقات مطابق ذهنم پیش بره عالی میشه ومنم به هدفم نزدیک میشم.

این هفته اتفاقات زیادی افتادولی الان نصفشونم یادم نیست

آموزشگاه رفتم وکلاس های عملی شروع شده

مربی که میگه چون ضعیفی وکوچیک نمیتونی و....

ولی من اینوخوب میدونم بزرگی نه به ظاهرآدماست نه به سن!

مهم توانایی های خودآدمه واینکه چقدرازپس زندگیش برمیاد...

ازحالابه بعددیگه مسیرمشخص هست وفقط راهم طولانیه

بایدببینم چه میشه بایدمنتظرموندوهمچنان تلاش کرد

چون مجازشدن به معنی رسیدن بهش نیست مصاحبه ودعوت به مصاحبه وگزینش وثبت نام و....دیگه مونده

که لغزش دریکی ازمراحل باعث خراب شدن تمام راه میشه...

خبررتبه ام زودترخودم بین آشناهاپیچیدوکسایی که تاحالااسمشونم نشنیده بودم شاهدتماس هاوپیام هاشون بودم!

امروزداشتم باخودم فکرمیکردم که اگه نتیجه خوب نبودیاراضی نبودم بازهم همین طوربود؟!

قطعانه!!!!

خیلی آدم هاعجیب هستندومن مطمئنم که اگرنتیجه خوب هم نبودبازشاهدحرف هاوغیبت هاشون بودم گرچه توخانواده مااینقدرمرسوم نیست رتبه وکنکورو...

دلم گرفت وقتی خالم زنگ زدوگفت که دوروغ میگی کارنامتوبفرست برام!!

بعدکه دیدباورکردکه این برای من هست!!

چون دخترخاله هام سال کنکورشون نتونستندعملکردخوبی داشته باشنددانشگاه آزادرفتندونتیجه اش هم شداینکه فعلاکاری ندارند

یاعلی پسرخالم که دانشجوی ترم دوحقوق دانشگاه آزادبودامارهاش کردورفت توی فروشگاه...

حالاچون اینطورشده بودمنم نبایدپیشرفت میکردم یاتلاش می کردم تابه هدفم برسم؟؟؟

شایدخیلی هاازروی ظاهرم منوقضاوت کردند!

من میفهمیدم چی میگن

-این قیافه اش به زورمیخوره5دبستان باشه بعدرتبه1000وخورده ایی کنکور....

 -مطمئنی دخترفلانی رومیگی اینکه دیروزدنیااومدکی بزرگ شد(بعدهم پوزخند)....

-میگم حالاراسته میخوادمعلم شه

-کی ازاین حساب میبره

شتردرخواب بیندپنبه دانه نهایتش بره سرخونه زندگیش دخترمگه مال کاره...

این حرف هاروزیادمیشنیدم هم الان هم قبل ها

اماارزش نداره که بخوام بهشون فکرم کنم این هاکه آینده من نیستند.من فقط خودم ازافکارم خبردارم

وقتی اسم دفترچه کنکوری میادیادگزارش کارمیفتمD:امابایددرآینده تغییری ایجادکنم هم توی اسمش هم فضاش!