مغرب نوشت
ازبعضی ازکارهای مامانم وبابام به شدت عصبی میشم ازاینکه خرج های بیهوده میکنندازاینکه گاهی وقت هااسراف می کنند البته شایدبه نظرخودشون لازم باشه امّاازنظرمن اسرافه!
من آدم به شدت خسیس وصرفه جویی هستم البته اینطورکه مامانم میگه اگه ازنظراون طوری باشه که حتّی اگه هزارتومن پول هم داشته باشم خرجش نمیکنم وپس اندازش میکنم همین هزارتومن هزارتومن هایهومیشه صدهزارتومن بعدتوی حسابی که ازبچگی همون موقع که متولدشدم و داشتم واردمیکنم واونوقت وقتی روزی برسه که واقعاًنیازداشته باشم یاکسی لازم داشته باشه استفاده میکنم مثل سال قبل آزمون گاج که میخواستم ثبت نام کنم هزینه اش فکرکنم900وخورده ایی نزدیک یک میلیون بودمنم دیدم خیلی سنگینه ودلم راضی نشدمن درس بخونم وخونوادم پولش روبدندپس همون پس اندازخودم که شده بودیک میلیون وخورده ایی تصمیم گرفتم همون مقدارش روبدم برای آزمون گاج که بابام مخالفت کردوبعدازبحث هایی که داشتیم قرارشدنصف بیشترش رومن بدم وبقیش هم بابام بازدلم راضی نمیشدامّادیدم اصرارم بی نتیجه هست ونمیشه برای همین500تومنش رومن دادم وبقیش هم بابام دادوبقیه پول هام هم توی حسابم موندکه بمیخوادلبابرای یه کاردیگه!حالامیبینم که رفتندیک میلیون دادندبرای یه کفش برای من وداداشم اصلاًکی گفته مابایدکفش یک میلیونی بپوشیم؟اگه کسی که نداره ببینه ودلش بخوادچی؟من راضی نمیشم همچین وسایل گرون قیمتی بپوشم به همون پوشاک ساده خودم راضی هستم دلم نمیخوادوقتی میپوشم دختری هم سن خودم حسرت بخوره شیک بودن خوبه امّانه که وسایل تجملاتی بپوشم ظاهرکفش رومیبینم جداازاینکه میفهمم سلیقه من نیست میفهمم که خیلی بیش ازحدتجملاتیه!دلم نمیخوادوسایل زندگیم پرزرق وبرق وتوچشم باشه نمیخوام گوشی مدل بالاداشته باشم وقتی همین که دارم درسته؛امّااونااین چیزهارونمیفهمن هرچقدرهم بگم میگن که به ماربطی نداره درسته به مامربوط نیست امّامن خودم راضی نیستم برای همین هیچ جوره قبول نمیکنم ازشون واینطورمیشه که بازمن میشم دختری که به ظاهرش اهمیت نمیده واهل مدنیست!البته ازنظرمامانم چون من زیاددنبال لباس های روزووسایل جدیدنیستم وسعی میکنم منظم باشم ومرتب تااینکه دنبال این باشم که امروزرنگ بنفش رومدهست یافردارنگ سبزمن هرچی دوست داشته باشم میپوشم وزیادبه این چیزافکرنمیکنم؛باهمون پوششی که دارم وچادرم راحت هستم وخودم راضیم امّاهمیشه بحث هایی سراین موضوعات داریم.
به این نتیجه رسیدم نه من میتونم اون هاروقانع کنم ونه اون هامن روچون هردوطرف میخوان طرف مقابل روقانع کنندومتأسفانه هیچکدوم موفق نیستیم:(...
نه من اونارومیتونم قانع کنم که هرجوردلم میخوادلباس میپوشم وزندگی میکنم ونه اونامن رو:)....
اینجاقراربودفقط دفترچه ثبت ساعت مطالعه باشه وفقط برای یکسال باشه امابعدازیکسال ترک کردن اینجابی معرفتی بودپس شددفترچه ایی برای ثبت حرف هاوخاطراتم وحالاتازمانی که هستم خاطراتم رومینویسم:)