کورسوی امید:)
عمیقاً و شدیداً استرس دارم استرس همه چیز و همه شرایط ها و مشکلات و چالش ها و بسیار تلاش میکنم از خودم دورش کنمو به شرایط مسلط بشم ولی بجاش ذهنم ازشون کابوس میسازه و حتی تو خواب هم دست از سرم برنمی داره؛
فقط هم مسائل کلی اخیر نیست خیلی اتفاقات هست که باعث شده اینطور بشم و خودم رو جمع وجور میکنم ولی انگار از درون بهم ریخته تر میشه و فقط ظاهر کار معقول و درسته!
کم کم مینویسم چه شد و چطور گذشت ولی نمیدونم حتی این نوشتن کمکی کنه یانه!
عمیقاً دوست دارم با کسی صحبت کنم و درمیون بگذارم ولی ترس از قضاوت شدن و این دیدگاه رو دارم که بعداز شنیدن حرف هام اینطور گفته بشه که این مشکلات چیزی نیست که فکر کردیم چه مشکلاتی داری؛ و من بعدش خود خوری کنم که یعنی مسائل اینقدر کوچک هست و من برای خودم بزرگش کردم؟!
برای همین حرف زدن و درمیون گذاشتن هم برام سخت شده چون احساس ناامنی و این حس بیشتر غلبه داره تا حرف زدن و گفتن مسائل و مشکلاتی که هست ،
الا ای الحال خدا راشکر میکنم هرچقدر سخت باشه هرچقدر گره ها عمیق باشه هنوز یه باریکه ای امید هست و با همین ۱٪ می گذره!
ولی فشار اضطراب و استرس و مشکلاتی که هست تبدیل شده به کابوس و آشفتگی!
امیدوارم بتونم ازش عبور کنم.
اینجاقراربودفقط دفترچه ثبت ساعت مطالعه باشه وفقط برای یکسال باشه امابعدازیکسال ترک کردن اینجابی معرفتی بودپس شددفترچه ایی برای ثبت حرف هاوخاطراتم وحالاتازمانی که هستم خاطراتم رومینویسم:)