عمیقاً و شدیداً استرس دارم استرس همه چیز و همه شرایط ها و مشکلات و چالش ها و بسیار تلاش میکنم از خودم دورش کنم‌و به شرایط مسلط بشم ولی بجاش ذهنم ازشون کابوس میسازه و حتی تو خواب هم دست از سرم برنمی داره؛

فقط هم مسائل کلی اخیر نیست خیلی اتفاقات هست که باعث شده اینطور بشم و خودم رو جمع وجور می‌کنم ولی انگار از درون بهم ریخته تر میشه و فقط ظاهر کار معقول و درسته!

کم کم مینویسم چه شد و چطور گذشت ولی نمی‌دونم حتی این نوشتن کمکی کنه یانه!

عمیقاً دوست دارم با کسی صحبت کنم و درمیون بگذارم ولی ترس از قضاوت شدن و این دیدگاه رو دارم که بعداز شنیدن حرف هام اینطور گفته بشه که این مشکلات چیزی نیست که فکر کردیم چه مشکلاتی داری؛ و من بعدش خود خوری کنم که یعنی مسائل اینقدر کوچک هست و من برای خودم بزرگش کردم؟!

برای همین حرف زدن و درمیون گذاشتن هم برام سخت شده چون احساس ناامنی و این حس بیشتر غلبه داره تا حرف زدن و گفتن مسائل و مشکلاتی که هست ،

الا ای الحال خدا راشکر می‌کنم هرچقدر سخت باشه هرچقدر گره ها عمیق باشه هنوز یه باریکه ای امید هست و با همین ۱٪ می گذره!

ولی فشار اضطراب و استرس و مشکلاتی که هست تبدیل شده به کابوس و آشفتگی!

امیدوارم بتونم ازش عبور کنم.