۱۴۰۴/۱/۱۰
دیشب خواب دیدم که جذام گرفتم و اومدم مدرسه دانش آموز های کلاسم یکی درمیون مثل خودم شده بودند روی پیشونیم به طرز عجیبی شده یکی از والدین کلاسم که خیلی با هم دوست هستیم اومده بود دیدنم تا خواست دست بده خودمو کشیدم عقب و گفتم نیاد نزدیکتر که درگیر نشه،ولی میگفت که دیر یا زود منم درگیر میشم و پخش میشه؛نمیدونم چقدر گذشت ولی خب یادمه خیلی ناراحت بودم و بابتش تو خواب هم کلی غصه می خوردم؛فقط خوبیش این بود که خواب بود و روز که شروع شد همه چی سرجاش بود نه مدرسه ایی بود امروز نه کلاسی نه جذام و نه صورت عجیبی که داشتم!!! امروز۱۰ فروردینه و مثل همیشه طبق حدسم نیمه اول فروردین چون تعطیلاته سریع میگذره.... میدونم دو هفته بعدش خیلی کندتر میگذره ولی هرچی باشه دیگه اولین ماه از فصل بهار وسال جدیده؛ تا اینجای کار کتاب خیلی خوندم،فیلم دیدم،کارای نیمه تموم رو تموم کردم،دانشگاه هرچی کار عملی بود رو جمع کردم و اواسط این هفته هم باید برگردم سروقت کارای مدرسه که هم مروری بشه هم از محتوا ها و مطالب که باقی مونده جمع بندی کنم برای بازده باقی مونده سال؛ دوروز پیش یه مقاله رو خیلی فشرده نوشتم که میدونستم رد میشه توی همایش ولی گفتم بفرستم شاید پذیرفته شد ولی حدسم درست در اومد و ایراداتی که میدونستم رد میشه ردش کردند بخاطرش؛ امروز آخرین روز ماه رمضونه و خالص خالص۴۰ کیلو از من نوعی موند از جهت وزن بماند که چقدر هم تحرک داشتم و خودمو حتی این ایام به فعالیت و ورزش مشغول کردم و گفتم حداقل بعد که می خوره باز مدرسه و دانشگاه و کار و کلاسام نرسم الان انرژیمو آزاد کرده باشم و فعالیت داشته باشم؛ فردا هم اگه اعلام بشه عیده،دلم برای ماه رمضون تنگ میشه حس سبکی و رهایی داره مخصوصاً که فرصت رشد و تغییر آدم بیشتر هست انگار ۳۰ روز آدم علاوه بر نخوردن آب و غذا میتونه تغییرات دیگه ایی هم توخودش ایجاد کنه همین استارت قرائت وحفظ قرآن همین ماه بود اگه مداوم ببرمش جلو،یا اینکه مطالعهی کتاب امروز حساب کردم دیدم از اول ماه رمضون تا الان من۸ تا کتاب خوندم تازه خارج از درسی و مربوط به تدریس و دانشگاهم بوده؛ مقاله خوندم،نوشتم، محتوا آماده کردم،و کلی تجربیات دیگه ،حتی فکر نمی کردم بتونم برای خودم وقت بذارم ولی در کمال تعجب شد!!! و همینقدر هم با توجه به زندگی شلوغ و پرمشغله ای که هست یک دنیا برام ارزشمنده دیگه نمیخوام بگم که کم هست وخوب نیست و این حس کمالگرایی رو نمیخوام دخیل کنم چون حالت عادی نصف این ها هم نمی شد انجام بدم!😅😅 حالا بازده باقی مونده رو تداوم ایجاد می کنم احتمالا بعداز مدرسه و تموم شدن دانشگاه و انجام کارهای فارغ تحصیلیم باز برم مجدداً پیگیر ارشد خوندن بشم این دفعه هر طور شده امسال شرکت میکنم و تمومش میکنم ولی قبلش باید بدونم سال بعد چه مدرسه ایی و کجا هستم برای تدریس:) خوابی که فراموش نشه تعبیر داره ؟این خواب روبا تمام جزئیاتش تو ذهنم هست و امیدوارم هرچی هست بد نباشه!
اینجاقراربودفقط دفترچه ثبت ساعت مطالعه باشه وفقط برای یکسال باشه امابعدازیکسال ترک کردن اینجابی معرفتی بودپس شددفترچه ایی برای ثبت حرف هاوخاطراتم وحالاتازمانی که هستم خاطراتم رومینویسم:)