بعداز روز ها جنگ باخودت بالآخره ذهنتو آماده کردی که شروع کنی به نوشتن...

این روز ها چطور گذشت!

پراز پیچ و خم و حس غم و ترس و شکست و ناامیدی و بعضاً تنهایی!

نمی‌دونم باید چی بنویسم از چی بگم از کجا شروع کنم

فقط اینکه این روز ها سردرگمم سردرگم مسیری که تهش رو نمی‌دونم چیه!

مقصدم نامعلومه

و حتی جرائت تصور فردامو هم ندارم...

این بمونه که شاید باز توانایی بیشتر نوشتن و بهتر نوشتن پیدا کنم و بیام از گذران روز هایی بگم که گذشت...

گذشت ولی تلخ و سخت و بد گذشت!