امروز یه روز گرم تابستونیه و خیلی یهویی زد به سرم که بنویسم حتّی به غلط!!!!

بابام قراره بره کربلا این ماه و اربعین اونجا باشه منم خیلی دلم میخواست برم امّا بنابه دلایلی نشد و امسال قسمتم نبود سهم تابستون امسال برای من مشهد افتادو قرارشد با دوستاییم که مشهد رفتیم همین جمع و اکیپ بریم کربلا امّا قرعه زندگی اونطور که خواستم نچرخید تابستون پرباری بود از این جهت که امسال کار خودمو کردم زیاد الکی پلکی سر خودمو شلوغ نکردم و به کار های متفرقه نپرداختم و هرچیزی دوست داشتم انجام دادم، اولین کلاس مجازیمو‌ برگزار کردم با کلی چالش و خداراشکر بعنوان تجربه اول عالی که نه ولی خوب پیش رفت!!!

توی بحث آزمون استخدامی بعنوان ارزیاب سوابق بودم که تجربه عالی نه ولی متوسطی بود با تمام چالش هایی که داشت و نوشتم قبلاً راجع بهش!!!

و دوره های مجازی رو‌چندتایی شرکت کردم که شاید صدرصد نه ولی ۵۰درصد کمک کرد بهم!!

رانندگیمو تقویت کردم که بقول بابام الان از۱۰۰٪من۷۰٪ راننده خوبی هستم!

و در پایان سعی کردم کمتر بارفیقام حرف بزنم‌و در ارتباط باشم چون احساس کردم تنهایی لازمه ولی خب خیلی جاها اونا پیام میدادند و جویای احوال بودند که البته لطف داشتند و من هم بنابر احترام جواب میدادم،امّادر۹۹٪مواقع دیگه جز موارد ضروری دلم نمیخواست با کسی حرف بزنم!!!

قراربود تابستون چندتا نشریه منتشر کنم که متأسفانه مدیر مسئولمون چون ورودی۹۹بود و ترم تابستون بهش افتاد نشد و من سردبیر هم وقتی مدیر مسئول نباشه نمیتونم بدون هماهنگی ایشون کاری کنم!!!

کلاس فتوشاپ رفتم واز۱۰۰٪حدوداً۴۰٪بازدهی داشتم و تمرین هام هم خوب پیش رفت ولی نظر خودم این بود که باید بیشتر پیشرفت میکردم!

قرار بود زبان انگلیسیمو تقویت کنم که بخاطر کاهلی خودم اصلأ سمتش نرفتم و پشت گوش افتاد و اینم گذاشتم یه گوشه ذهنم که یه زمان که کارای دیگمو کردم بعدش انجام بدم!!!

دلم میخواد با سرمایه ایی که دارم یه ماشین بخرم چون ترم بعد کارورزی دارم و بین مدرسه و دانشگاه باید در رفت و آمد باشم و مسلماًیه وسیله لازمه زیر پام باشه که بتونم برم و بیام امّا وقتی قیمت های نجومی ماشین ها رو میبینم سرم سوت میکشه و ته سرمایه خودمم که نگاه میکنم میفهمم هنوز مونده من برسم به این پول:)))

امّا آرزو بر جوانان عیب نیست می‌خوام تمام تلاشمو کنم بتونم بخرم حداقل اینم بدست بیارم چون واقعاً نیازه و حس میکنم در آینده هم لنگ میمونم نباشه...

شاید بگید چرا از خانواده کمک نمیگیری باید بگم که خانواده من کمک نمی کنند این یک دوم اینکه همیشه خودم همه چی رو با زحمت خودم بدست آوردم چه کار چه موفقیت چه هدف و چه هرچی!!!

اینم با زحمت و تلاش خودم و توکل بر خدا میشه!!!نشد هم در آینده ولی تمام تلاشم اینه‌که بتونم و بشه:)

شهریور ماه یعنی همین ماه ماه سرنوشت سازیه برام:«)

دعا کنید یه اتفاقی که قراره بیفته خوب پیش بره...

و اینکه آزمون پیش رو هم از پسش بربیام و بتونم خوب انجامش بدم...

نمی‌خوام سری بعد که میام بنویسم بگم نشده و نتونستم دلم میخواد با خبر خوب وحال خوب و دل شاد بیام خبر از شدن و اتفاق افتادنش بدم و‌بگم درست شده همه چی

امیدوارم همینطور باشه:))))