ظهرنوشت
امروزباعموم برای نوبت دهی وداروهای بابام ومامانبزرگم و سی تی اسکن خودم رفتیم بیمارستان واینکه به مامانمم سربزنیم وضعیت بیمارستان داغون بودومامانم همیشه تعریف میدادامافکرنمی کردم اینقدروحشتناک باشه مریض روی زمین افتاده بودوشلوغ بودمامانم رودیدم لباس سرتاپاآبی پوشیده بودوبالای سریه آقای پیربودکه تازه اورده بودنش سه تاماسک داشت گفتم توتمام مدت اینطوربودی گفت شبانه روزاینطورم!
توی موج پنجم کرونا کل خونوادمون گرفتندتاقبل ازاین ماهاداشتیم ومامانبزرگم الان عمه هام وعموهام هم درگیرشدندمن میدونستم ریه هام زیادرگیرنیست ولی بخاطرآسم بازاصرارکردندبایدانجام بدی...
فضای اونجاروکه دیدم دلم میخواست تمام اونایی که رعایت نمی کنندعروسی می گیرندمیرن مسافرت هرکاری که دلشون میخوادمی کنندرونابودکنم البته من که نمیفهمم کیا این کاراروانجام میدن!!!!!
اماهمیشه به مامانم میگم اونایی که به این دلیل کروناگرفتندومیان بیمارستان تقصیرخودشون هست خودشون خواستندوقتی هزاربارمیگن نریدبیرون بشینیدتوخونه هاتون مگه عقل وشعورندارند؟؟؟؟مامانمم همیشه میگه من کارموبایدانجام بدم ووظیفم هست اخلاق من باهاش فرق داره امااون بشردوپایی که به دلایل بالادچارهمچین بیماری میشه همون بقیه روهم بیمارمیکنه...
باامروز3روزی میشه بابام روندیدم اون رفته ووضعیتش میگن هنوزخوب نیست منم اینجاهستم وبه مامانم کمک میکنم درصدمااوایل زیادبوداماچون زودفهمیدیم بهترشدیم بابام ضعیف ترشده ووضعیتش وخیم بود
تاالان باعموم توی بیمارستان بودیم ومامانمم گرفتاربودحتی ناهارشون هم باهمون لباس هامیخوردندحالامیفهمم چرابعضی وقتاتوخونه بداخلاقی میکردحق داشت اونقدرمریض وهمراه مریض وشلوغی اونجازیادبودمن بودم بدترازاین بودم .
هیچوقت فکرنمی کردم مرداد1400مثل قهوه تلخ باشه وزهر
همچین اتفاقاتی پیش بیاد...
شیرینی کنکورتلخ بشه...
بابام مریض بشه...
توسن40سالگی ازشدت بیماری نابینابشه!
من همچنان بگم میتونم ازپس زندگی بربیام
بعدازمامادربزرگم وعمه هام هم درگیربشن
مامانم نتونه تواین شرایط همیشه خونه باشه چون نیروکم هست ونمیتونه مرخصی بگیره
داروکم باشه
کسی نتونه بیادچون ممکنه بگیرندواگه درگیربشنداذیت میشند...
ایناامتحانه؟اگه اسمش امتحانه چه امتحان سختیه مثل مدرسه هم نیست که برگموپرکنم تحویل بدم نمره بگیرم
این امتحان خیلی هم سخت هست...
خیلی زرنگ باشم 10بگیرم...
اینجاقراربودفقط دفترچه ثبت ساعت مطالعه باشه وفقط برای یکسال باشه امابعدازیکسال ترک کردن اینجابی معرفتی بودپس شددفترچه ایی برای ثبت حرف هاوخاطراتم وحالاتازمانی که هستم خاطراتم رومینویسم:)